
زن جوانی که با شکایت شوهرش مبنی بر عدم تمکین به مجتمع قضایی خانواده آمده بود، شرط ادامه زندگی را افزایش ۲ هزار سکهای مهریهاش عنوان کرد.
مرد جوان به قاضی عموزادی رئیس شعبه ۲۶۸ مجتمع قضایی خانواده گفت: ۴ سال قبل برای مداوای مشکل دندانهایم به دندانپزشکی رفتم و همسرم را آنجا دیدم.
وی با بیان اینکه مهریه همسرش یک هزار سکه است، افزود: مدتی بعد از دیدار اول برای خواستگاری به خانه آنها رفتیم و از آن زمان تا عقد ما حدود ۳ ماه طول کشید و ما به اصرار خانواده همسرم تنها ۳ ماه عقد بودیم و به سرعت با هم ازدواج کردیم.
زن جوان با بیان اینکه حدود ۲۳ هفته است که جدا از هم زندگی می کنیم، افزود: زندگی ما بر پایه دروغ شکل گرفت و او در حالی ادعای ترک خانه را از طرف من دارد که خودش من را به صورت نامناسبی از خانه بیرون کرد.
وی ادامه داد: تمام مشکلات ما به خاطر مزاحمتها و دخالتهای خانواده شوهرم بود و شوهرم به تنهایی قادر به انجام کاری نیست و تنها کاری که او می تواند در حد عالی انجام دهد، رانندگی است.
مرد جوان در پاسخ به صحبتهای همسرش گفت: بارها سعی کردم زندگی را حفظ کنم ولی او هر بار که مشکلی حتی بسیار کوچک پیش می آمد، به حالت قهر از خانه بیرون می رفت و من باید برای راضی کردن او به خانه پدرش می رفتم.
وی افزود: بار اول، تنها دو هفته از عقد ما می گذشت که بر سر مسالهای با من قهر کرد و خانواده او حتی به من اجازه ندادند من او را ببینم تا مشکلمان را حل کنیم.
مرد جوان ادامه داد: او توقعات نابجایی از من دارد و مدام خواستگارهای پولدارش را به رخ من میکشد و این در حالی است که از روز اول شرایط مالی من را می دانست.
وی گفت: غرور من به خاطر توهین های او و خانوادهاش از بین رفته است و چارهای جز این کار نداشتم؛ جایگاه من به عنوان مرد خانه از بین رفته بود و من اگر حرف او را گوش نمی کردم دوباره با من قهر میکرد.
مرد جوان گفت: با وجود همه این کارها هنوز او را دوست دارم و از او می خواهم که به خانه برگردد.
زن جوان بار دیگر علت اصلی مشکلات زندگی مشترک را دخالتهای خانواده همسر و بداخلاقیهای همسرش عنوان کرد و افزود: یک بار که او داشت در داخل اتاق با دختری صحبت میکرد من متوجه شدم و زمانی که دید دستش برای من رو شده است از من خواست او را ببخشم؛ من هم برای همین از او خواستم هم حق طلاق را به من بدهد و هم مهریهام را از یک هزار سکه به ۳ هزار سکه افزایش دهد تا من راضی به ادامه زندگی شوم.
وی ادامه داد: زمانی که از خانه خارج شدم، رایانه شخصی و طلاهای خود را با خود بردم اما شوهرم با شکایت به کلانتری به من اتهام سرقت زد.
وی همچنین به قاضی عموزادی گفت: دیگر به هیچ وجه راضی به ادامه زندگی با این مرد نیستم و درباره طلاق و بخشیدن مهریهام نیز باید با وکیل خود مشورت کنم.
در پایان این جلسه قاضی عموزادی رسیدگی و اعلام نتیجه را به آینده موکول کرد.